محمد سعيد جانب اللهى
306
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
بريزند باطل نمىشود . نظر كه مىگيرند ، براى دررفتن قران است . منظور از قران ابتلا به دردهاى ناگهانى است كه از عوارض چشمزخم يا نظر خوردن است . براى اين نوع امراض نظر مىگيرند . اما براى امراض يا گرفتارىهاى دنبالهدار كه ممكن است پيامد سحر و جادو باشد سركتاب باز مىكنند ، گاه عبور از روى بعضى چيزها موجب سحر شدن مىشود ، مثلا در ميبد بر اين باورند كه اگر دخترى سر راه ادرار كند و كسى از روى آن عبور كند ، جادو مىشود . اگر پنبهدانه يا برگ مورد سر راه ريخته باشد سحر است و نبايد از روى آن عبور كرد ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . انواع سحر 1 . جگربند : براى اين كار از قصابى جگر گوسفند سياه مىگيرند و نمىگذارند كه آسمان جگر را ببيند و با دعاهاى مختلف بر سياهى جگر سوزنهاى زيادى فرو مىكنند و آن را رو به قبله به ديوار آويزان مىكنند ، پس از بيست تا سى روز جگر ضعيف شده و همراه با شخص مورد نظر از بين مىرود ( حيدريهزاده : 85 ) . 2 . دنبهگداز : همراه با دعاها و سحر يك دنبهء پر از سوزن را در يك قبر كهنه به ميخ آويزان مىكنند و در زير آن يك سينى مىگذارند و چراغى روشن مىكنند ، وقتى تمام دنبه ذوب شد ، زندگى شخص مورد نظر تمام مىشود ( همان : 86 ) . 3 . رفع محبت : در ميبد براى رفع محبت ميان دو نفر ، سه عدد تخممرغ سياه با ادرار هفت دختر نابالغ مىجوشانند ، روى تخممرغ اسم دو نفر مورد نظر و اسم مادر آنها را مىنويسند ، بعد ماست ميراثى ، آرد جو ميراثى ، كارد ميراثى را برمىدارند . ماست و آرد را به هم خمير مىكنند ، تخممرغ و خمير را روى تخت غسالخانه مىگذارند و جداگانه با كارد مىبرند ، طريقه بريدن به اين نحو است كه روى تخت رو به قبله نشسته و درحالىكه مىبرند مىگويند : بريدم ميانجى فلان و به همان ( اسم دونفرى كه مورد نظرشان هست مىبرند ) . در اين موقع كسى كه با اوست مىگويد نبر و او مىگويد : بريدم و بريدم و مىبرد ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) .